داستان احترام به شایستگان
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 20:34
خواجه نصير الدين توسي در ابتداي وزارت خويش بود ، که تعدادي از نزديکان بدو گفتند ايران مديري همچون شما نداشته و تاريخ همچون شما کمتر به ياد دارد . يکي از آنها گفت : نام همشهري شما خواجه نظام الملک توسي هم به اندازه نام شما بلند نبود . خواجه نصير سر به زير افکنده و گفت : خواجه نظام الملک باعث فخر و ...
داستان ابومسلم خراساني
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 20:29
شاگرد معمار، جواني بسيار باهوش اما عجول بود گاهي تا گوشي براي شنيدن مي يافت شروع مي کرد تعريف نمودن از توانايي هاي خويش در معماري و در نهايت مي ناليد از اين که کسي قدر او را نمي داند و حقوقش پايين است. روزي براي سلماني به راه افتاد . ديد سلماني مشغول است و کسي را موي کوتاه مي کند . فرصت را مناسب ش...
داستان برای یاد گرفتن دیر نیست
-
تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 21:04
برای یاد گرفتن دیر نیست ارسطو از دانشمندان بزرگ يونان باستان بود. وي از دوران کودکي تا آخرين روز زندگيش از آموختن دست بر نمي داشت و هر روز چيز تازه اي مي آموخت. او در سن هفتاد سالگي پيش چنگ نوازي رفت تا نواختن اين ساز را بياموزد. يکي از دوستان آن نوازنده که مردي نادان و بي ادب بود با لحن تندي به ارس...
داستان عشق چيست؟
-
تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 20:59
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چيست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني؟ شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ...
Bit Locker
-
تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 20:52
Bit Locker BitLocker ابزاري است که به کمک آن ميتوان دادههاي خود را در برابر تهديدهايي مانند حمله هکرها، سرقت و يا گم شدن محافظت نمود. يکي از بهبودهاي امنيتي ويندوز 7 که تنها در ويرايشهاي Ultimate و Enterprise وجود دارد، ويژگيBitlocker است که توسط رمزنگاري کل درايوهايي که ويندوز و اطلاعات شما روي...
داستان آتش گرفتن خانه
-
تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 20:47
مردي زير باران از دهکده کوچکي مي گذشت .خانه اي ديد که داشت مي سوخت و مردي را ديد که وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود . مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم . مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟ مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ...
داستان معلم خلاق
-
تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 20:11
روزي معلمي از دانش آموزانش خواست که اسامي همکلاسي هايشان را بر روي دو ورق کاغذ بنويسند و پس از نوشتن هر اسم يک خط فاصله قرار دهند. سپس از آنها خواست که درباره قشنگ ترين چيزي که مي توانند در مورد هر کدام از همکلاسي هايشان بگويند، فکر کنند و در آن خط هاي خالي بنويسند. بقيه وقت کلاس با انجام اين تکليف ...
داستان خروس دم دراز
-
تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 20:00
در جنگل زيبايي ، خرسي زندگي مي کرد که دم بلند و زيبايي داشت و از تمام حيوانات جنگل ، تک تک مي پرسيد که : به نظر شما در تمام دنيا دمي به زيبايي دم من وجود دارد ؟ حيوانات هميشه فکر مي کردند ، خرس حيوان بي خاصيتي است که اگر عصباني شود ، با آن پنجه هاي بزرگش خيلي ترسناک مي شود ، به همين خاطر به او مي ...